Spirituality and conflict ر ابطه معنویت و منازعات خشونت بار

قسمت اول

جامعه معاصر بشری با بحران روحی و اخلاقی روبرو است و بدنبال حکمت و فضلیتی میگردد تا به این پریشانی هایش رسیده گی کند. یکی ازطرق ممکن برای رفع این پریشانی ها تکامل درونی “هر فرد” انسان را توصیه میکنند، چون دین و مذهب درین ارمان به حد لازم موفق نبوده است. به همین ترتیب فرهنگ را هم اختراع انسان میدانند که محصول و بازتاب تخیلات ادم میباشد. ازین سبب برای این تکامل درونی معنویت را پشنهاد میکنند. تعریف معین و دقیقی از معنویت ارایه نداده اند ولی سه مشخصه در باب معنویت ارایه داده اند. اول؛ معنویت روح یا معنی تجربه و یا عمل زندگی می باشد. دوم، معنویت آموزشی است که از عمل به تقدس و کمال رشد می کند. سوم، مطالعه نظام مند، مقایسوی و انتقادی از تجارب معنوی و آموزشی که به تازگی در یک راه جدید توسعه یافته است.

بهر صورت ؛ پیش ازینکه درین بحث بیشتر وارد تعریف، تاریخچه، روش ها، مدارج ، رابطه معنویت و خشونت، معنویت و دین شویم ، برای درک بهتر این رابطه ها در اول بحث یک نکته قابل تآمل و درخور اهمیت فراوان است: معنویت سفری است بسوی اگاهی و بیداری در بارهٔ زنده گی که مستلزم پختگی و انعطاف پذیری بیش از حد میباشد. پس برای همراهی با بحث از خواننده گان عزیز میخواهم هر باور وعقیده شخصی که داریم موقتآ تا وارد شدن به عمق موضوع انها را کنار میگزاریم.

معنویت در دستور زبان لغتآ فعل است نه اسم. مثل دین و مذهب عقیده نیست، بلکه عمل شخصی و عمومی که با احساس و حساسیت ها همراه میباشد. معنویت در ایجاد تغیرات اجتماعی و اشاعه عدالت یکی از بهترین اعمال انسان تا به سر حد جان دادن در برابر ان در تاریخ بشریت ثبت گردیده است. مراحل و مدارج رشد معنویت عبارت است از؛ جستجوی ابعاد زندگی( بعد تسلط، بعد نفس، بعد ابدیت) ، فرایند پوینده گی ، پرسش و تلاش در باره حقیقت ، آموزش بی انتها برای دانستن بیشتر، تحول شخصی، از دایره “خود” بیرون شدن، کشف خود ، و وحی درونی است.آگاهی روحی معنویت عبارت است شناخت مرگ و زنده گی، شناخت پریشانی و وضاحت، اسارت و ازادی، ظلمت و روشنگری.

عده ای را باور بر این است که معنویت جهانشمولی وجود ندارد، لاکن از طرف دیگر اگربپذیریم که انسان همراه با ظرفیت ها و توانائی های معنوی خلق شده و یا تکامل کرده، درینصورت باید بپذیریم که معنویت جهانشمول وجود دارد ولی با اشکال مختلف با توانائی های مختلف در نقاط مختلف جهان به اجرا گذاشته میشود. در باب این تفاوت ووضاحت انها چند نمونه از واکنش های مختلف معنویت را درینجا پیشکش شما میکنم. توماس بیری میگوید ما معنویتی ضرورت داریم که بر خاسته از واقیعت عمیق تر از خودمان، عمیق تر از زنده گی، طولانی تر از عمر زمین، معنویتی زائیده کاینات، بر خاسته از ماورای کائنات یعنی بهشت. تاؤئزم میگوید؛ “کشت صبح ، درو ظهر، لذت و کار یک روزه قسمتی از کل سفر زنده گی است.” و بعباره دیگر هر چه کشت کنیم میدرویم. سلتیک میگوید؛ معنویت هنر تغیر است. ما نباید خود را مجبور به تغیر با کوبیدن زنده گی خود بوسیله ارزش های از پیش تعیین شده نمایم. با هنر ادب و نگرش به ریتم درونی زنده گی روزمره خود عمل کنیم. این نگرش آگاهی و هوشیاری جدیدی را از انسان و تقدس را متجلی میسازد. یک سفر معنوی میتواند یک انچ فاصله ولی هزاران متر عمیق باشد. به همین ترتیب او معتقد است که شکل روح ادمیان مختلف است؛ جامه معنویت یک فرد بر تن فرد دیگر جور در نمی اید. دسترسی مستقیم، دائمی، و دسترسی عمومی به یزدان میسر نیست. هر تقدیری انحنای منحصر به فرد را دارد و باید تعلقات معنوی و سمت جستجوی خودش را بیابد. فردیت معنوی یگانه دروازه ورودی به امرزش نهائی است. وقتی مشتاق و طالب معنویت قوی است، روح پنهان و غائب است چون روح قرار نبوده که کاملآ قابل مشاهده و رویت باشد.

عارف و صوفی درین باره میگوید؛ ای عشق! کسی میگوید تو انسانی. دیگری میگوید خدائی. معلوم است که معروفتر از مهر سلیمانی. تو روح همه موجودات روی زمینی، لاکن روح من چیزی میداند که همانطور پرنده میداند. آگر میخواهی عاقل شوی، همه عقل های داشتگی را دور بریز. عشق میخواهی، قلبت را پر از عشق او کن چون آب حیات در مقابل اشکی که از مژگان عاشق میچکد حسود است. وقتی از عشق شنیدم خواستم با جسم ، قلب و روح معشوق را بیابم. آما نه ! دانستم که بخاطر یافتن معشوق باید تو معشوق شوی.

به سلسله جهانشمولی معنویت با مظاهر و اشکال مختلف در بگوادگیتا کتاب مقدس هندیان امده است که مظهر حقانیت خدا در تمام اشکال خلقت: در دریای های مقدس، کوه ها، توسن ، کلاغ، گاو مقدس ، ستاره گان ذل زده ، وغیره تجلی خود را دارد. در هر اتم حضور دارد. از مور تا کائنات گشترش دارد. صاحب ، مراقب و دلسوز همه ، که همه اش علم، عطوفت ، مهارت ، زیبائی و قدسیت بهمه ، در هرحال و در هر جا است.

تا اینجا انطوریکه ملاحظه شد معنویت برای افراد مختلف معانی و تعاریف مختلف دارد. برای بعضی معنویت به معنی یافتن معنی عمیق تر برای ابعاد زنده گی است. بعضی جنبه های مختلف معنویت را تقویت و حتی برای بعضی معنویت معنی انتزاعی و عاری از کیفیت واقعی که به مشکل میتوان بان رابطه بر قرار کرد، میباشد. پیش ازینکه در بحر سرگردانی پیرامون معنی و تعریف معنویت که دست نیافتنی هم است غرق شویم می پردازم به بحث پیرامون معنویت و رابطه ان با خشونت، و معنویت و ایجاد تغیرات اجتماعی. در بخش معنویت و خشونت میپردازیم به بررسی کارنامه ها و باور های پیش کسوتان مکتب معروف “مبارزه عدم خشونت” چون مهاتما گاندی، مارتین لوترگینگ، ابراهام هیشل و دالا ایلاما که دو نفر شان گاندی و گینگ خود قربانی این روش شدند. به سلسله بحث را پیرامون معنویت و تغیرات اجماعی و اشاعه عدالت دوام میدهیم.

پیش ازینکه وارد کار نامه ها و افکار این مردان بزرگ عصر شان شویم نظر کوتاهی می اندازیم که خشونت و عدم خشونت چیست. ازینکه خشونت و شفقت بطور نزدیکی با هم مرتبط اند، تردیدی وجود ندارد آما درینجا بحث پیرامون این مطلب ما را درپی گیری اصل مطلب به سر درگمی میکشاند برای گریز از ان از تفصیل در باره نزدیکی خشونت و شفقت صرف نظر میکنیم ولی بطور اجمال نظری به گفته زیجیک فلیسوف جامعه شناس میاندازیم که گفت که در تاریخ دین دو تشخیص ونگرش عمومی وجود دارد. در یک طرف بت پرستی کیهانی وجود دارد ودر طرف دیگراصل کیهانی سلسله مراتب الهی که وقتی کاپی ان بر روی جامعه پیاده میشود تصویری از عمارت متجانس است که هر یک از اعضا جایگاه خود را دارد. نیکی متعالی در اینجا اینست . تعادل و توازن اصول جهانی و شر در تقابل باهمدیگر همچون جریان طبیعی جنگ اضداد (خیرو شر، جبر و اختیار) در جهت اختلال و خارج کردن یک اصل به ضرر اصل دیگر؛ مرد به ضرر زن، عاطفه به ضرربرهان ودلیل ادامه میابد. تعادل کیهانی از طریق عدالت پس بر قرار میشود همراه با بی شفقتی که دو باره باعث عنصر خرد کردن و از خط خارج کردن این تعادل میگردد. با توجه به عرصه اجتماعی، یک فرد هنگامی خوب است که او با توجه به جایگاه ویژه خود در عمارت اجتماعی به طبیعت احترام، غذا برای بینوایان،سرپناه برای بی پناهان و تکریم به برتر از خود را جز اعمال خود میسازد. زشتی زمانی اتفاق می افتد که فرد دیگر در جای صحیح و مناسب خود راضی نیست. اطفال اطاعت پدر و مادر ، خادم اطاعت استاد ، حاکم مراقبت رعایا و هذآلقیاس دیگر مسؤلیت ها را انجام نمی دهند . این اخلاقی است که در حال حاضر در عصر شکوفائی فضیلت و فرزانگی تحت نام (به اصطلاح رویکرد جامع) در حال ظهور است یعنی هر عنصر باید در جای صحیح خود باقی می ماند.

بهر صورت ؛ فعلآ پس بر میگردیم به تعریف تنها خشونت منهای شفقت؛ خشونت عبارت است از ……..ادامه در اینده

ــــــــــــــــــــــــــــ

محمد داود

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s