زن و جامعه افغانی

محمد داود: ۳۰ نوامبر ۲۰۱۵

انچه زنها در افغنستان امروز بر همدیگر روا میدارند غم انگیز تر از ان است که مردان بر زنان روا میدارند. در جامعه سنتی و قدیمی ما برخورد با وضیت زنان به عنوان یک پدیده اجتماعی کاری است بغرنج و خیلی هم پیچیده. آما آگر بصورت اجمالی نظری بر وضیعت زنان افغانستان در گذشته بیاندازیم و انرا با وضیعت امروزی زنان مقایسه کنیم ، به اسانی در میابیم که زنان در گذشته به مراتب وضع بهتری داشته اند. حکومات شاهی ، جمهوری ، و رژیم ملی دموکراتیک سیاست معین خود را در قبال زنان داشتند. محراق و هسته ای این سیاست ها ان بود که زن را جز پروسه تغیراجتماعی کرده بودند و با رهنمائی مدبرانه و خردمندانه مسؤلین ، زنان به دست اوردهای چشم گیری نایل امده بودند. حرکت های موزون و ناموزون دولت های وقت از ۱۹۲۰ میلادی ببعد وضیعت زنان را متحول ساخت . آولین تلاش نا موفق امان الله خان در ۱۹۲۰ طی فرمان شاهانه بیرون کردن زنان از پرده چادر بود که بنا به عدم پشتیبانی رهبران مذهبی ، سران ارتش ، و قشر تحصیلکرده که ای که از اصلاحات حمایت کنند به ثمر نرسید.

آما بعدآ یک سلسله اقدامات دقیقآ بر نامه ریزی شده باعث دست آورد های عظیمی برای زنان شد ، از جمله قانون اساسی ۱۹۶۵ بسیاری از جوانب زنده گی زن افغانستان را متحول ساخت. این قانون نه تنها به زن افغانی حق رای داد بلکه زمینه های را میسر کرد که با فعال شدن زن در عمق مشکلات جامعه به تعداد چهار زن به پشتیبانی ، حمایت و بعنوان نماینده واقعی مردم به پارلمان، یک زن بعنوان وزیر بهداشت، و یک زن هم عضو مجلس شیوخ افغانستان که در ان زمان نهاد غیر دولتی بود ، وارد این نهاد های مدنی و دموکراتیک شوند. در عرصه فرهنک و عرصه بین المللی در دهه ۱۹۵۰ زن ارام ا رام به اواز خوانی ، گوینده گی در رادیو، اشتراک در کنفرانس ها و مشاغل بین المللی دسترسی پیدا کرد. برای نخستین بار یگ گروه هئیت زنان افغان در ۱۹۵۸ در کنفرانسی از زنان اسیا در سیرلانکا، یک زن در هئیت نماینده گی افغان در سازمان ملل، و یک زن در سفارت افغانستان در امریکا فعالانه شرکت کردند. همچنان دولت انزمان برای فعال کردن زنان در عرصه اقتصادی برای طرح های عمرانی کشور نقش زنان را در بخش تعلیم و تربیه، صحت عامه، و پروژه های کوچک صنعتی برنامه های منظم و موثر روی کار گرفت. به همین ترتیب در عرصه حرکت های اجتماعی و روشنفکری زن افغانی توانسته بود از جایگاه ویژه در میان جنبش های ملی و عدالتخواه تا به مثابه نیروی پیشرو و رهبری جامعه برخودار ودست اورد های شگرفی داشته باشد، که از جمله تاسیس جمعیت انقلابی زنان افغانستان و سازمان ملی و دموکراتیک زنان افغانستان را در دهه ۱۹۷۰ میتوان یاد کرد. آما در رابطه به مسایل دینی و خانواده گی دولت با استفاده از تجارب گذشته برنامه های محتاطانه تری را دنبال میکرد. بطور مثال برای از بین بردن رسم تعدد ازواج برای مرد از طریق القای فکر “یک شاه و یک ملکه ” این پدیده در حال کاهش بود تا حدی که تعدد ازواج در زنده گی شهری و زنده گی مامورین دولتی نسبتآ به یک عیب اجتماعی بدل شده بود. بهر صورت ؛ حکومت های دهه ۱۹۸۰ تلاش ها را در جهت بهبود وضیعت زنان برای یک بار دیگر شدت بخشیدند . با استفاده از اصلاح قوانین ازدواج، قانون سلامت زنان، قانون کارزنان، و آموزش زنان توانستند استفاده های اعظمی نمایند. در طول این زمان پیشرفت های قابل توجهی در عرصه نوسازی فکری زنان بوجود امد زنان قادر شدند تا به مشاغلی چون دانشمندان، اساتید دانشگاه ، پزشکان، و کارمندان بلند پایه دولتی دسترسی داشته باشند. از همه مهمتر که درین دوره زنان در عرصه فقر زدائی مخصوصآ در میان زنان شهر نشین بدست آورد قابل شایانی دست یافته بودند. درین باب ممکن کسی استدلال کند که زنان روستائی افغان تابع بی قید و شرط همسران خود اند. با صراحت میتوان جواب گفت که تابیعت این زنان روستائی از همسران شان به معنای که حق ، حقوق ، و منزلت شان نزد شوهران شان اهمیت ندارد، کاملآ ادعای بیهوده ای است؛ چون زن روستائی بعنوان زن رئیس خانواده تمام امور داخل خانه را از همسر گرفتن برای فرزندان (دختر و پسر)، حساب و کتاب و کلید انبار اذوقه خانواده، استفاده از قیمتی ترین لباس و زیورات در حد توان، مشاورت دهی به شوهر از خرید و فروش جایداد گرفته تا عزم مسافرت ها را تدبیر میکند.

آگر این دست اورد های زن افغان را در منطقه و جهان ان زمان مقایسه کنیم بوضاحت می بنیم که این دست اورد ها خیلی چشمگیر بوده است. چنانچه با وضیعت بهتر اقتصادی، ارتباطات ، و حمایت های بین المللی از ایران و پاکستان دو کشور همسایه ما، دست آورد های زن افغان چشمگیر تر و بر جسته تر بوده است. در کشور پاکستان زن در ۱۹۵۶ حق رای بدست آورد و در۱۹۵۹ اولین زن (بیگم سروات امتیاز) توانست در غرب پاکستان بعنوان رئیس قریه سیحوال انتخاب شود . همچنان در ایران برنامه کشف حجاب توسط فرمان شاهنشاهی رضا شاه در ۱۹۳۶ عملی شد ، حالانکه این اقدام در افغانستان ۱۹۲۰ اعلام شد . به همین ترتیب در دهه پنجاه حتی در بعضی ازکشور های غربی بعضی از زنان هنوز حق رای بدست نیاورده بودند. پس این ها همه میرساند انچه که امروز زن افغان با ان روبرو است برخاسته ازفرهنگ و ساختار جامعه افغانی نیست ، بلکه بخشی از یک هیاهوی از خود رستگی در برابر یک فرهنگ امتیازطلب و برتری جو است که با صدور ارزش ها و باور های خود تحت حمایت از اقشار اجتماعی به حاشیه رانده شده زمینه مداخله را فراهم میسازد

با تاسف که در ۲۵ سال اخیر بخصوص در سیزده سال گذشته همه طرفین حتی خود زنان با نفوذ افغان در رابطه با موضوع زنان برخورد عاطفی و احساساتی داشته اند. درین راستا هیچ کار زیر بنای که منجر به بهبود وضیعت زنان شده باشد صورت نگرفته . چون پروسه تغیر وسازنده گی اجتماعی و ملی در کشور وجود نداشت . چنانچه سیاست های غلط تحمیلی حضور فیصدی معین زنان در حیات سیاسی باعث عدم رشد شائسته سالاری در میان زنان شد، بطور مثال زنی که ۱۴ سال پیش با پیشتبانی خارجی ها وارد کازار شده دیگر حاضر نیست قدرت و موقف خود را به نسل جدید از همجنسان خود واگذار کند، از طرفی زنان مستعد ، با تجربه ، تحصیل کره که از نسل پیشن سیاسی بودند ازین فرصت ها بنا به عدم پشتیبانی خارجی ها از پروسه ( تغیر اجتماعی توسط همه برای همه) محروم شده اند.

بدون تردید میتوان گفت که زنان باصطلاح با نفوذ وضیعت و رسالت جنسیتی شان  در معرض خطرقضاوت های تاریخی توسط همجنسان شان در اینده قرار دارد. دلیل اش هم انست که ایشان بدون یک راهبرد ملی بطور منفردانه یک حرکت بی انجامی را در جامعه پدر سالار افغانی اغاز کرده اند که خیلی عواقب ناگواری اجتماعی را ببار خواهد اورد. این زنان با نفوذ بدون داشتن یک برنامه تنظیم شده مورد پسند و هماهنگ با دیگر زیر ساخت ها ورو ساخت های جامعه افغانی چنانکه در تاریخ، مذهب، فرهنگ، سنن، علایم، آموزش و پرورش، آداب و رسوم، کتاب مقدس، مراسم و ضرب المثل های مردم تعیین شده است در حرکت اند. هیچ نوع الگوی و مودلی را که با جامعه افغانی مشابهت داشته باشد دنبال نمی کنند ، صرفآ با پیشتبانی های مالی از کشور های که تابعیت انرا دارند برنامه های رو ساختی ،مقطعی و کوتاه مدت که نتایج مطلوب را ببار نمی اورد دنبال میکنند. معمولآ هر حرکت اجتماعی از هر نوعی که باشد باید برمبنای اصول سیرت و روحیه اجتماع مهندسی شود تا بتواند نتایج مطلوب را ببار اورد ، درغیر ان هم “لعل بدست نیامده هم یار رنجیده است”

اگربه تحلیل تاریخ حرکت زنان نظر اندازیم و انرا با حرکت امروزی زنان افغانی مقایسه کنیم به زودی در میابیم که حالا چگونه با تاسف ازین زنان بانفوذ در افغانستان استفاده ابزاری درجهت براورده شدن اهداف سیاسی بیرونی ها میگردد. همین خارجی ها بودند که در گذشته هم در افغانستان و اقصی نقاط جهان نه تنها زنان بلکه کل یاران و همکاران صمیمی خویش را در دشوارترین شرایط تنها رها گذاشته رفتند. دیری نمی شود از انکه روس ها هم با مصارف ملیون ها دالر در عرصه حرکت زنان در افغانستان نه تنها زنان را بحال رقت بار رها بلکه هم پیمانان مرد خود را هم در روز های سخت زندگی در برابر مصالح و منافع خود تنها رها کرده فرار کردند، اگر ضرورت افتاد فردا همین یاران هم چنین میکنند.

پس بر زنان با نفوذ افغان است که هدفمند بر اصول سیرت و روحیه جامعه افغانی به حرکت های سیستماتیک بطور فشرده، منسجم و با یک برنامه ملی غیر قابل سازش با هیچ واحد خارجی به پیش حرکت کنند، و به وعده های پست وزارت و ریاست موقف ،هویت، اصالت و رسالت با سعادت زنانه را معامله نکنند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s