کرزی در شب سیاه و خانه سیاه بدنبال گربه سیاه !

ضرب المثل معروفی است که میگویند “هر کس که نداند به کجا میرود، به هر راهی که برود درست است” مصداق این ضرب المثل درین روز ها تلاش های کرزی و همکاران اش است که بدنبال تدویر جلسه ای در قندهار هستند. پیش ازینکه وارد بحث سرگردانی، دلهرگی، پریشانی های کرزی شویم ، لازم است تا یک تعریف معین از شخصیت نمادین کرزی بعنوان رئیس جمهور کشور در مدت ۱۳ سیزده سال حکومت اش داشته باشیم.

در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۱ با یک حرکت جسورانه به سبک “هالیودی” آقای کرزی و گروپ سی نفری همراه اش (عملیات مخفی!!!) خود را برای سر نگونی رژیم طالبان از شهر کویته پاکستان آغاز و بطرف ارزگان حرکت میکنند. در حالیکه آغازعملیات نظامی امریکا از هوا از هفتم اکتبر ۲۰۰۱ (دو هفته قبل از عملیات مخفی کرزی!!!!!) کار سقوط رژیم طالبان را یکسره کرده بودند. بعد از سقوط حکومت طالبان، فاتحین میدان خالی نبرد( شورای ائتلاف شمال و آقای کرزی با همراهان) از مخفی گاه های خود بیرون آمده با حمایت سیاسی امریکا، اروپا، ملل متحد ،ایران، و هند زمام امور آفغانستان مفتوح را بدست میگرند. این موفقیت کرزی و شرکای حکومت ۱۳ ساله اش بیشتر شبهه شرکت در قرعه کشی لاتری بود تا عملیات مخفی و یا نظامی برای کسب حاکمیت سیاسی وقت.

بهر صورت؛ در آیام زمامداری ۱۳ ساله کرزی حس عمومی، افکار عمومی ، عقل عمومی ، و قضاوت عمومی هیچ گاهی آقای کرزی را یک شخصیت با استعداد، سخندان مجرب، سیاستمدارخارق العاده ، کاریزماتیک، توصیف نکرد. هر چند مسؤلیت رهبر یک کشور ماورای این خصوصیات، بیشتر رهبری خردمندانه، متعهدانه ، و اهداف دست یافتنی است، ولی باز هم در بعضی موارد در تقدیر از شخصیت نمادین فرد این اوصاف هم اهمیت خود را دارد . حالاکه شخصیت نمادین آقای کرزی فاقد این ویژه گی بوده است؛ پس او با چه برنامه و چه سابقه نیکی بدنبال این همه جلسه ها است؟

درباره رمز و راز محبوبیت آقای کرزی و شرکایش در ۱۳ سال زمامداری شان در سطح داخلی و خارجی کمتر ذکر خیری در میان است. سلامت مالی و اخلاقی انها هم در جامعه امروز همچون یک گوهر کمیاب نیست .درین مدت او و شرکایش با انفعال، محافظه‌کاری ، معامله های تحقیر امیز فقط مصروف اجرای برنامه های روزمره‌ بودند که حتی نتوانستند یک جایگاه قدرتمند اجتماعی در داخل و یا یک هویت سیاسی منسجم در خارج از کشورمعرفی شوند. پس تنها سلاح برنده و معتبری که کرزی و همراهان اش بدست دارند مطمئناً دو چیز است ؛ یکی خشم اقشار مختلف جامعه از حکومت وحدت و دوم ، ترس مردم از یک آینده مبهم و تاریک جنگ آفغانستان است.

پس درینجا سوالی که پیش می آید اینست که؛ آیا کرزی با این همه کارنامه سیاه و فاسدی که از گذشته در دست دارد ، میتواند به این خشم مردم از حکومت و ترس از آینده جنگ راه حل معقولی جستجو کند ؟ آول، در جواب این سوال؛ خود آقای کرزی و شرکایش تا حال پاسخ دقیق و روشن نداده اند که چه طرزالعمل و یا برنامه اجرائی کس ندیده ای در دست دارند. فقط با انتقاد از کار دولت فعلی، که در بعضی موارد به مراتب از دولت های کرزی کارا تر بوده ، بدنبال راه بدیل و جایگزین دولتی اند که( کارا و یا نا کارا ) در نتیجه یک انتخابات (تقلبی و یا فاسد) روی کار آمده است. دوم، شکایت و روایت کرزی هر چه باشد؛ ولی کشور های حامی دولت آفغانستان بخصوص کشور های غربی هم تا اکنون ازین حرکات احساساتی کرزی حمایت نکرده اند. سوم، کشور های منطقه هم که از طالبان حمایت میکنند، به این تحرکات کرزی واکنش های امیدوار کننده نشان نداده اند. چهارم، به همین ترتیب طالبان هم که یک طرف اصلی جنگ هستند، با کرزی و شرکایش حتی قبل از ۲۰۰۱ در نبرد بوده، و بعید بنظر میرسد که به این حرکت کرزی اهمیتی قائل باشند. پس با این همه نا همآهنگی های داخلی و خارجی این تلاش های کرزی بیشتر شبهه همان تلاش یافتن گربه سیاه در خانه سیاه است.

در غیر ان هر نوع تصمیم استراتژیک در آفغانستان منطقاً باید در صدر خواسته‌ قدرت های خارجی حامی نظام ( که کرزی و یاران ا ش و آقای غنی و متحدین اش ) در ذیل آن تعریف میشوند ، باشد. درینصورت؛` بجای این همه تلاش های بی هویت از سوی کرزی و چهره‌های شاخص مخالف دولت و منتقد آقای غنی ، خوب میبود که اینها از فرصت که درین سه سال در دست داشتند برای معرفی مجدد خود ، افکار عمومی و جلب حمایت آقشار مختلف را بدست آورده تا دو سال دیگر که قرار است انتخابات بر گزار شود ، خود را آماده فعالیت آزاد، مشارکت آزاد، و رقابت آزاد میکردند، نه آنکه به شیوه کهن از طریق امکانات گروهی بدنبال کودتای سیاسی بر آیند که هیچ نوع حمایت مردمی در داخل و حمایت خارجی ندارد.

بهر صورت ؛ آنچه از دل این کشمکش های موجود در کشور میتوان بیرون آورد اینست که مساله چندان پیچیده نیست. کانون مرکزی قدرت اساساً علاقه‌ ای به تقسیم منافع با جناح رقیب خود ندارد. این بازی در همان دوره حاکمیت کرزی هم همینطور بوده است. طی یکنیم دهه گذشته مشاغل کلیدی در کشور متعلق به کسانی بوده که بیشترین وفا داری را به کشور های کمک کننده داشته اند. بیشترین این افراد از مجموع شورای ائتلاف شمال بودند . مجموع چهره‌های غیر شورای ائتلاف در این جمع به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسیده است. فرهنگ گروه بازی ، شبکه بازی، و تنظیم بازی به کمک کشور های حامی نظام در ۱۶ سال گذشته یک وضیعت انارشی مطلق را بوجود آورده که در واقع روند حذف و یکدست‌ سازی قدرت به یک ظابطه تبدیل شده و هر روز اوج میگیرد .پس حالا این بازی کرزی هم پس از پرداخت هزینه های گزاف سیاسی و اجتماعی برای ملت به هر نتیجه نهائی که برسد ،جز همان آش و همان کاسه، برای مردم چیزی در پی نخواهد داشت .

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s