بازی پیچیده یا بازیگران بی تجربه ؟

وضیعت آفغانستان هر روز پیچیده تر شده میرود و بازیگران متمرد تر میشوند. دولت، شرکا، و منتقدین همدیگر را به بی اعتمادی، پیمان شکنی، و حتی خیانت متهم میکنند. این ادعا و اتهام ها بیشتر ریشه در بی تجربه گی بازیگران دارد تا پیچیده گی بازی سیاسی در کشور. برای تحلیل پیچیده گی این منازعه و بازیگران بی تجربه نکات ذیل قابل تآمل است.

اول، ۱۶ سال است که نخبگان سیاسی ، جامعه مدنی، و رسانه ها بر طبل لیبرال دموکراسی مودل غربی میکوبند. آما با تاسف که ابتدائی ترین اصول دموکراسی را هیچ یک از نهاد ها و بازیگران هنوز هضم کرده نتوانسته اند. یکی از اساسی ترین اصول اساسی دموکراسی در هر جای دنیا (انتقال مسالمت آمیز قدرت سیاسی است) که در ۲۰۱۴ در آفغانستان به مسخره گرفته شد. دموکراسی حکم میکند که انتقال مسالمت آمیز قدرت صرف از طریق بر گزاری انتخابات آزاد و عادلانه مشروع است. و در انتخابات مهمتر از همه ، صرفنظر از میزان تقلب و فساد در انتخابات، پذیرفتن نتایج انتخابات برای طرفین رقیب، الزامی و حتمی است، که در انتخابات ۲۰۱۴ گروه داکتر عبدالله بدون مراجعه به شکایات حقوقی و قانونی با اخطار ها، تهدید به خشونت، و ایجاد موانع ، نتائیج نهائی انتخابات را نپذیرفت و بدین ترتیب اصل اساسی دموکراسی را زیر پا کرد.

دوم، مشکل اساسی دیگر این بازیگران دولت؛ عدم آشنائی علمی شان در باره مدیریت مکانیزم حل منازعات مسلحانه است. یکی از روش های مدیریت حل منازعات مسلحانه “تشریک قدرت سیاسی بین طرفین مخاصمه” است. درین مورد، دولت کابل با گلبدین حکمتیار قرار داد صلح امضا کرده است که معمولآ چین توافقاتی شامل (ادغام نیرو های نظامی طرف متخاصم در نیرو های امنیتی دولت، سهمیه معین در ادارت دولتی ، و ایجاد شغل و یا پرداخت هزینه های نقد برای باقیمانده نیرو های مسلح طرف تخاصم برای از سر گیری زنده گی عادی) میباشد. بنظر میرسد که حکمتیار دولت را زیر فشار دارد تا مفاد این توافقنامه را هر چه زود تر آغاز کند. از طرفی دولت (محمد اشرف غنی) هم تلاش میکند تا اجرای این توافقات را هر چه زودتر عملی گردد؛ تا از یک طرف حکمتیار رسمآ ، قانونآ ،وحقوقآ در پهلوی دولت شامل فعالیت های سیاسی و نظامی شود و از طرفی هم ازین طریق با نشان دادن حسن نیت ، دولت بتواند طالبان را هم تشویق به صلح و تشریک قدرت سیاسی در کشور کند. برای عملی کردن این امر رئیس جمهور در نظر دارد که بعضی از مقام های دولتی را عزل تا افراد حکمتیار جایگزین آنها شوند. آما شرکا در قدرت حاضر به کنار گیری نیستند. و این تقاضای رئیس جمهور را پیمان شکنی ،توطیه ، وقوم پرستی تعبیر میکنند.

سوال اساسی که اینجا پیش می آید اینست؛ در صورتیکه شرکای دولت حاضر به تشریک قدرت سیاسی برای مجموعه کوچکی از طرف درگیرجنگ (حکمتیار) جا خالی نمی کنند؛ پس آگر طالبان به تشریک قدرت سیاسی تن در دهند و توافقات صلح امضاکنند، شرکای دولت چگونه حاضر به واگزاری بخش های بیشتری از قدرت خود هستند؟ بهر صورت؛ جواب این سوال را زمان خواهد داد، در اینجا از بحث پیرامون آن میگزریم.

سوم، یک معضل اساسی دیگر بر میگردد به توافقات باصطلاح “حکومت وحدت ملی” که پر از چالش حقوقی و قانونی است. در ۲۰۱۴ با میانجگیری جان کری وزیر خارجه وقت ایالات متحده امریکا، داکتر عبدالله نهایتآ تحت فشار نتائیج نهائی انتخابات را پذیرفت که در نتیجه محمد اشرف غنی با اکثریت آرا برنده انتخآبات جنجالی اعلان شد. وقتی داکتر عبدالله با برنده شدن داکتر اشرف غنی موافقت کرد، قانونآ خود را در سایه ترحم اشرف غنی قرار داد که با وی توافقنامه حکومت سهامی را امضا کند که چنین هم شد و توافقات امضا شد. از اینجا بحران حقوقی و قانونی شرکت سهامی دولت آغاز میشود. با امضای توافقنامه صلح (تشریک قدرت سیاسی ) با حکمتیار این بحران حقوقی ، سیاسی، قانونی ، و آخلاقی وسیع ترشده، دست و پای دولت را معیوب تر کرده است. چونکه تقسیم قدرت دیگر بر فورمول ۵۰ ـ ۵۰ عملی نیست ، و احتمالآ حکمتیار مدعی تقسیم قدرت بر سه باشد ،نه تقسیم بر دو.

بهرصورت؛ داکتر اشرف غنی از یک طرف آخلاقآ مکلف به رعایت “توافق نامه سیاسی با عبدالله” و “توافقنامه صلح باحکمتیار” میباشد و از طرف دیگر مکلف به رعایت “قانون اساسی بعنوان یک وثیقه ملی” میباشد که این سه اسناد هر کدام با هم در تضاد و همه در مغایرت با قانون اساسی قرار دارند. تخطی از هر کدام ازین سه سند برای اشرف غنی تبعات خاص خود را دارد. درینجا با محاسبه سود و زیان جنبه های سیاسی، حقوقی، قانونی، و آخلاقی برای داکتر اشرف غنی تخطی از توافقنامه حکومت با عبدالله و توافقنامه حکمتیار ، و یا هم تخطی از هر دو، کم هزینه تر است تا تخطی از قانون اساسی. چون تخطی ازین دو توافقنامه ابعاد سیاسی دارد و داکتر اشرف غنی متهم به پیمان شکنی، توطیه گری، و فریب کاری خواهد شد؛ ولی تخطی از قانون اساسی تبعات حقوقی، قانونی ، سیاسی که گاهی ممکن خاطی آن متهم به خیانت ملی شود، دارد. پس برای داکتر اشرف غنی تخطی از توافقنامه با عبدالله ، یا حکمتیار، و یا هم تخطی از هر دو توافقنامه از هر لحاظ منطقی تر بنظر میرسد.

چهارم، مشکل اساس دیگر استفاده از حق زور است که افرادی در مرکز و ولایات کشور زیر سایه احادیث، ایات قرانی “الحق لمن غلب” در چوکات نظام موجود باصطلاح دموکراسی “زورخود را به حق ” تبدیل کرده اند و اطاعت مردم را از خود به وظیفه در آورده اند. با ایجاد خطوط سبز و سرخ دولت را یاری و یا به چالش میگیرند. گرچه مفاهیم حق و زور در مباینت قرار دارد ، لیکن این حق زور عملآ در روابط بین افراد، گروه ها، و ملت ها وجود دارد که یک نمونه آن “غلبه قاطع نظامی در درگیری های مسلحانه” یکی از روش های معمول حل منازعه مسلحانه پذیرفته شده است. در وضیعت بحرانی در آفغانستان امروز همه بازیگران از حق زور استفاده میکنند. دولت با استفاده از حق زور مشروع میخواهد تا با تعبیر خود موانع اجرائی را برای ایجاد نظم و قانون از سر راه بر دارد؛ ولی منتقدان دولت با استفاده از هر امکان سر پیچی میکنند. بطور مثال؛ منتقدان دولت بر کناری عطا محمد نور را از مقام ولایت بلخ ، توسط هیچ نیروی را مقدور نمی دانند. محمد محقق معاون رئیس شورای اجرائیه اخطار میکند که “انتخابات ۲۰۱۹ باید طوری بر گزار شود که قناعت ما را فراهم کند” و همچنین نامبرده بر خلاف سیاست رسمی دولت در محافل بین المللی اظهار نظر میکند. منتقدان دولت ، توبیخ کردن ، محکوم کردن ، و مجازات کردن محقق از طریق دولت را قوم گرایانه تفسیر میکنند . بنظر میرسد که آقای محقق با استفاده از “حق زور” بر خلاف انتخابات آزاد و عادلانه ؛ انتخابات که او برنده حتمی آن باشد، قبول دارد. به همین ترتیب قضیه اتهام جرمی ( درست یا نادرست؟) علیه معاون اول رئیس جمهور را، منتقدان دولت، توطیهٔ علیه او قلمداد میکنند. و معاون دوم رئیس جمهور میگوید ” برای ما تنها نظامی پذیرفتنی است که قدرت سیاسی بر اساس سهمیه قومی تنظیم شود. ” . آقای سیاف میگوید “که مجاهد و غیر مجاهد با هم برابرنیست”. معاون شورای ملی بجواب خبرنگار میگوید ؛ “چون رئیس جمهور و اعضای قوه اجرائیه قانون را نقض میکنند؛ پس ما اعضای قوه مقننه مسلمآ حق داریم تا از حق زور استفاده کنیم”.

پنجم، مشکل اساسی دیگر نقش کشور های حامی دولت کابل ، نقش سازمان های بین المللی ، نقش کشور های همسایه در حمایت از زیر پا کردن اصول دموکراسی در انتخابات ۲۰۱۴ گرفته تا حمایت از افراد زورمند و گروه های تبهکار که به نحوی از امتیازات حقوقی و قانونی در دولت برخوردار اند، میباشد. ایالات متحده امریکا در وضیعت نظامی در آفغانستان قرار دارد که برای اجرای عملیات نظامی خود در جبهات زمینی جنگ به این زورمندان ضرورت دارد؛ پس امریکا ناگزیر باید تا حدی ازین زورمندان حمایت کند که گاهی بیش از حد حمایت هم میکند. سازمان های بین المللی برای مصرف کردن وجوه مالی که در دسترس دارند و بخش عمده آن صرف حقوق و امتیازات خود شان میشود، در تطبیق پروژه های خیریه و کمکی به زورمندان در محلات ضرورت دارند. کشور های همسایه برای نفوذ کردن در حکومت، جمع آوری اطلاعات، سبوتاژ برنامه های رقبای خود در افغانستان به این زورمندان ضرورت و از آنها حمایت میکنند.

آنچه از دل وضیعت کنونی بدست می آید یک تصویر غم انگیز و نا امید کننده در باره آینده این کشور، حد اقل در کوتاه مدت، را بدست می آید که محصول سه عامل اصلی: اول، عدم باور به اصول اساسی دموکراسی ، عدم باور به اصل اجتماعی دین، و عدم باور به اصل میریتکراسی ؛ دوم، استفاده از حق زور؛ سوم، بی اعتمادی، بی باوری، سوهٔ ظن، توطیه علیه یگدیگر، اتهام زدن های مشروع و نامشروع، فساد گسترده بازیگران میباشد. طوریکه دیده میشود این تهدید ها در درون نظام کمتر از تهدید طالبان علیه دولت نیست . پس آگر دولت کابل با وخامت این بحران نتواند به حیات نیم جان خود ادامه دهد؛ در آنصورت بعضی گنهکار، ولی همه بازیگران مساویآ مسؤل اند. چنانچکه در جنگ های کابل ۱۹۹۲ـ ۱۹۹۶ ملامت و سلامت وجود ندارد، همه مساویآ مسؤل اند. چون در جنگی که بازیگران (داخلی و خارجی) در آفغانستان از ۲۰۰۱ براه انداخته اند و در نظر دارند آنرا شدت ببخشند؛ نه دولت کابل ، نه امریکا، نه ایران ، نه هند، نه پاکستان، نه اعراب و نه هم روسیه برنده آن خواهد بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۸ سپتامبر ۲۰۱۷
محمد داود ماستر روبط بین الملل (امنیت و توسعه انسانی) از دانشگاه کارلیتون در کانادا

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s