درسرنوشت داکتر نجیب الله کی مسؤل است و کی گنهکار؟

درسرنوشت داکتر نجیب الله کی مسؤل است و کی گنهکار؟

داکتر نجیب الله رئیس جمهور وقت آفغانستان در هفدهم اپریل سال ۱۹۹۲ به دفترسازمان ملل متحد در کابل پناهنده و تا آخر عمر در آنجا زندانی بود. ظاهرآ حکایت های فراوانی از زبان نبی عظیمی قوماندان وقت گارنیزیون کابل، عبدالوکیل وزیر خارجه، رشید دوستم قوماندان ملیشه های شمال، سفیر وقت هند در کابل، نوسینده گان هندی، رسانه های وقت در مورد نحوه پناهنده گی و در اسارت ماندن داکتر نجیب الله به نشر رسید. آما این حکایت ها هیچکدام نتوانست بر عمق واقیعت های تلخ این رویداد روشنی اندازد.

درین زمینه از نبی عظیمی گرفته تا دولت هند و دیگران هر کدام حکایت جدا گانه خود را دارند که همدیگر را تقریبآ نقض میکند. یک نویسنده هندی ( انوی‌واش پالی‌وال ) توضیح میدهد که بین پاکستان، هند، و سازمان ملل متحد توافق صورت گرفته بود که دولت هند به نجیب آلله آقامت پناهنده گی بدهد ولی در شب هفدهم اپریل ۱۹۹۲ هنگام رفتن داکتر نجیب به فرودگاه کابل ؛ جناح عبد الوکیل در حزب وطن مانع رفتن او شده ، و داکتر نجیب جانش را با خطر روبرو دید و به دفتر ملل متحد پناهنده شد. از ۱۹۹۲ تا امروز موافقین و مخالفین داکتر نجیب الله در درون حزب منحله وطن با واکنش های عاطفی کاسه و کوزه را بر سر همدیگر کوبیده , به دنبال ملامت و سلامت میگردند ، در حالیکه ۲۶ سال از آن رویداد و ۲۲ سال از کشتن فرا قضائی داکتر نجیب میگزرد، ولی هنوز هم این بحث ، گفتگو، کاسه و کوزه شکستن ها داغ است.

بهرصورت؛ سوای جدال اعضای حزب وطن و بجای بحث یافتن ملامت و سلامت در درون حزب؛ در بیرون از حزب پیرامون قربانی شدن داکتر نجیب الله بعنوان رئیس جمهور همچون شخصیت نمادین کشور، مهم است تا از خود بپرسیم که چرا داکتر نجیب استعفا داد؟ چرا خواست کشور را ترک کند؟ چرا رفقای حزبی اش مانع شدند؟ چرا پناهنده گی اش به کشور دیگری توسط ملل متحد پیگیری نشد؟

آول ، داکتر نجیب الله در “گفتگو های صلح” زیر نظارت بینان سیوان (نماینده خاص سرمنشی ملل متحد) به منظور تسریع انتقال قدرت سیاسی به دولت موقت مجاهدین داوطلبانه حاضر به استعفا شد. به مجرد اعلان آماده گی داکتر نجیب الله به استعا و پخش آن در رسانه ها، تصور خلا قدرت سیاسی و امنیتی در کابل شکل گرفت و همه اعضای حزب را سراسیمه کرد. در نتیجه هر جناح حزب وطن نظر به وابستگی های قومی، زبانی، و مذهبی خود با تنظیم های جهادی ارتباط بر قرار و مصرف کودتا علیه دولت خود شدند. درین میان جناح عبدالوکیل و نبی اعظیمی موفق شد تا هم از خروج داکتر نجیب الله از کشور جلوگیری و هم در کودتای نظامی خود موفق شود. محمد نبی عظیمی در حالیکه مسؤلین قوا ثلاثه (معاونین رئیس جمهور، صدر اعظم، وزیر دفاع ، رئیس قوه قضائیه، رئیس قوه مقننه) در کابل حاضر و بر سر وظیفه بودند؛ قدرت نظامی کشور را به شورای نظار و ملیشه های شمال تسلیم کرد.

دوم، چرا داکتر خواست از کشور خارج شود؟ در کشوری مثل آفغانستان که تمام جناح ها و بازیگران تا دندان مسلح بودند ؛ و داکتر نجیب الله که دیگر نیروی نظامی در اختیار نداشت ، از طرفی عقل متعارف و عقل سلیم حکم میکرد که با اعلان استعفا دیگر جانش مثل (یعقوبی رئیس امنیت , شادان رئیس قوه قضائیه، چند جنرال ارتش) در خطر بود، و از طرفی هم داکتر نجیب الله میدانست که با آمدن مجاهدین به قدرت, بازی آفغانستان وارد دور جدید خود میشود و داکتر نجیب از بیرون از کشور بهتر میتواند به حزب ورفقای خود در بازی ها سهمی تعین کند. ولی بعضی از رفقایش با درک و فهم سطحی از سیاست برای سر پوش گذاشتن به خطا های خود در کودتا، خروج او را از کشور فرار و خیانت به حزب تعبیرکردند. حرکت های سیاسی (فرار، خود تبعیدی، تسلیمی ، به اسارت در آمدن) را نمی توان براحتی خیانت به تعلقات حزبی و فکری تعبیر کرد. پس خروج نجیب الله از کشور میتواند جبری ، تاکتیکی، و اجتناب ناپذیر توجیه شود.

سوم، چرا رفقای حزبی اش مانع خروج شدند؟ در وضیعت ۱۹۹۲ آفغانستان ، بعد ۱۳ سال جنگ ایدیالوژیک حزب وطن  بدون رهبری، بدون حامی خارجی ، و شکست خورده در مقابل رقبای پیروزمند,  خود را پریشان، دلهره ، نا امید، و سرگردان احساس میکرد. درین گونه اوضاع و احوال (معضل امنیتی) جناح بندی حزب ، تامین ارتباط ، و خوش خدمتی به تنظیم ها که خواهان جلوگیری از خروج نجیب الله بودند، آنقدر هم غیر منطقی بنظر نمی رسید که یک جناح حزب وطن در ۱۹۹۲ انجام داد. این در آن زمان بر هیچ کس پوشیده نبود که بازیگران خارجی معضل آفغانستان به هیچ عنوان حاضر نیستند تا نقش داکتر نجیب الله را در آینده سیاسی آفغانستان بپذیرند. تمام حامیان خارجی نجیب الله (شوروی سابق، بلاک شرق، غیر متعهد ها، کشور های کنفرانس اسلامی) هر کدام به فکر یار گیری های تازه در دور تازه بازی در آفغانستان بودند؛ حتی کشور هند که قبلآ با آقامت داکتر نجیب الله موافقت کرده بود، در روز موعود از تصمیم خود منصرف شده بود.

چهارم، چرا موضوع پناهده گی داکتر نجیب الله توسط ملل متحد پیگیری نشد؟

همه میدانند که دفاترملل متحد درکشورها محل درخواست ارائه برای پناهنده گی است، نه برای اقامت پناهنده. آما بر خلاف این اصل داکتر نجیب الله چهارسال تا آخر عمر در دفترسازمان ملل باقی ماند. درین میان حکایت ها و استدلال ها ی فراوانی در پیوند با قوانین ملی و بین المللی ارایه شده که متاسفانه هیچکدام آن قناعت بخش نیست. از جمله بعضی استدلال میکنند که مسؤلیت تعین سرنوشت وضیعت داکتر نجیب الله مربوط به دولت مجاهدین بود، عده ای استدلال مکنند که او به برنامه ملل متحد حاضر به استعفا شد و در دفتر ملل متحد مقیم بود. در هر دو حالت ، هم دولت مجاهدین و هم ملل متحد در مسؤلیت های خود کوتاهی کردند که این کوتاهی ها در کشتن داکتر نجیب الله کمک کرد.

بطور مثال؛ آگر بپذیریم که حفاظت جان نجیب الله مسؤلیت ملل متحد بوده، پس چرا ملل متحد وقتی تمام کار مندان خارجی خود را از کابل قبل از فرار دولت ربانی در ۱۹۹۶ بیرون کرد، تدابیر حفاظت از جان نجیب الله را در نظر نگرفت؟. ملل متحد یا باید به تفاهم با حکومت ربانی، داکتر نجیب الله را هم همراه با کارمندان خود از کابل خارج میکرد؛ یا او را به کمیته بین اللملی صلیب سرخ که حفاظت از جان مصدومین سیاسی و جنگی وظیفه اش است و در ۱۹۹۶ در کابل حضور داشت می سپرد؛ و یا هم با رهبری طالبان از بابت امنیت جان داکتر نجیب الله تضمینات میگرفت. به همین ترتیب ؛ آگر بپذیریم که امنیت جان داکتر نجیب الله وظیفه دولت ربانی بود؛ پس دولت ربانی در وقت ترک کابل مسؤلیت داشت تا این زندانی را با خود میبرد؛ یا او را آزاد میکرد ؛ و یا هم او را به جای و نهاد مطمین در کابل می سپرد. گرچه حکایت های تائید نشده ای وجود دارد که محمد قسیم فهیم به توصیه مسعود از داکتر نجیب الله خواسته بوده است که با آنها یکجا کابل را ترک کند. این ادعا را هیچ عقل سلیمی قبول کرده نمی تواند. آولا از نظر حقوقی داکتر نجیب الله یک فرد آزاد نبود که در تصمیم گیری سرنوشت خود مخیر باشد. دومآ ، از نظر قانونی حفاظت از زندانیان جنائی و سیاسی وظیفه دولت (وزرات داخله) است ، نه وزرات دفاع کشور و در حالات اضطراری انتقال محبوسین به محل امن مسؤلیت دولت است. پس حکایت ها نشان میدهد که در قتل داکتر نجیب الله هم ملل متحد، هم دولت ربانی، هم رفقای نجیب الله ، هم کشور های دوست نجیب الله، و هم طالبان در تصمیم فرا قضائی خود ؛ بعضی گنهکار ولی همه مسؤل اند.

.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اپریل ۲۰۱۸
محمد داود تحلیگر آزاد سیاسی؛ با مدرک ماستری در روابط بین الملل (امنیت و توسعه انسانی ) از دانشگاه کارلیتون در کانادا

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s