وقوع تحولات شگرف در آسیا در سایه ملی گرائی

وقوع تحولات شگرف در آسیا در سایه ملی گرائی!

قاره آسیا با بیشر از نیمی از جمعیت جهان، پررونق ترین اقتصاد جهان ، که در حال حاضر هژمونی غربی را به چالش کشیده است ؛ در ۲۷ اپریل ۲۰۱۸ شاهد دو رویداد تاریخی در تاریخ نیم قرن اخیراین قاره بود.

اول، اجلاس تاریخی میان شبهه قاره کره برای سومین بار، بعد تقسیم کره بدو کشور(شمالی و جنوبی در۱۹۵۲ )، بشکل نمادین در مرز دوکشور آغاز و احتمالآ به مذاکرات سه جانبه (دو کره و ایالات متحده امریکا) بیانجامد که در ذات خود برای رفع تنش ها در آسیای پر رونق بسیار با اهمیت است.

دوم،جلسه مهم که در همان روز بین دو همسایه دیگر در آسیا آغاز شد . دیدار میان نارندرا مودی نخست وزیر هند و رییس جمهور چین شی جی پینگ، در ووهان، چین، به عنوان یک نشست غیر رسمی ؛ نشان دهنده اولویت های داخلی هر دو کشور در کوتاه مدت و همچنین الویت های استراتژیک در دراز مدت در راستای اهمیت اقتصادی در آسیا و اقیانوس آرام میباشد . دراین مذاکرات برای مقابله با طیف وسیعی از مسائل دوجانبه، از اختلافات مرزی تا تجارت، رئیس جمهور چین شی جی پنگ و نارندرا مودی نخست وزیر هند، وعده یک گفت و گو “قلب با قلب” را قول داده اند.

هر چه باشد پیامد های این نشست (میان چهار رقیب دیرینه) سطح امید ها برای یک اسیای کم تنش در منازعات مسلحانه را بالا میبرد و رونق اقتصادی را در میسر عملی آن قرار میدهد. بهرصورت؛ بجا خواهد بود تا اول، عوامل برجسته درین تحولات شگرف را بر شمرده و بعد آن نکات را در بکار گیری معضل آفغانستان پیوند دهیم :

آول، کره شمالی هر گز بدون ابتکارات عملی رئیس جمهور کره جنوبی به میز مذاکره حاضر نمی شد. پس عمل گرائی در سیاست مقدم تر و موثر تر از تئوری سیاست است. و همچنان “ناسیونالیزم تباری” در جوامع هم نژاد مثل کره، جاپان، و چین ; عشقی است که باعث ثبات سیاسی در کشور های شان شده است ؛ چنانکه این ناسیونالیزم تباری باعث اتحاد دو جرمنی، دو ویتنام، و دو یمن در ادوار مختلف شد؛ و زمینه های فروکش کردن جنگ چند صد ساله را در ایرلند و ایرلند شمالی میسر کرد.

دوم، باور ها و عقاید “ناسیونالیسم مدنی” (عشق به منافع وطن) ،نریندرا مودی و شی جی پینگ، آگر نبود ؛ این دو کشور با همه اختلافات مرزی ، و رقابت های منطقه ای و جهانی که دارند؛ به مشکل حاضر میشدند تا از گفتگو های “قلب با قلب” سخن بگویند. پس به اطراف دنیا از هر زاویه ای که نظر اندازیم ؛ جهان بطرف ناسیونالیزم مدنی در حرکت است. بهرصورت؛ اینجا لازم است تا بعد از یک تعریف کوتاه از ناسیونالیزم مدنی بحث را دنبال کنیم:

ناسیونالیسم مدنی عبارت از مشارکت سیاسی فعال شهروندان کشور است، و نشان دهنده درجه اراده مردم در امور میهنی می باشد. این ناسیونالیزم در آثر ژان ژاک روسو و به ویژه نظریه های قرارداد اجتماعی در کتابش در ۱۷۶۲ بصورت علمی ظاهر می شود. آما امروز ؛ ناسیونالیسم مدنی به عنوان یک نوع ملی گرایی، با ملی گرایی قومی ، ملی گرائی جغرافیائی ، ملی گرائی تاریخی، ملی گرائی خاستگاهی، ملی گرائی مذهبی، و ملی گرائی محلی متفاوت میباشد . ملی گرائی مدنی برعضویت شهروندان در امور سیاسی، اجتماعی، واقتصادی بطور مدنی و داوطلبانه تاکید میکند و بسیج عمومی توده را مردود میداند . ایده های “ملی مدنی” بر توسعه دموکراسی ، حقوق، و آزادی فرد تاکید میکند. نمونه های ناسیونالیزم مدنی در کشورهای مانند هند، فرانسه و در حال حاضر در ایالات متحده امریکا، روسیه، و سرتاسر اروپای غربی در حال تاثیر گذاری است.

پس با درک این وضیعت ( رونق اقتصادی اسیا و رونق ناسیونالیزم مدنی در جهان) برای روشنفکر و نخبگان آفغانستان ، از هر وقت دیگر در سایه دو پروژه بزرگ آقتصادی و جهانی (تاپی و یک راه یک کمربند) ضرور است تا فراتر از یک جامعه خیالی ( لیبرال غربی، تبار محور، و زبان محور ) بیاندیشند . روشنفکر و نخبگان مسؤلیت ملی و آخلاقی دارند تا در تحقق بخشیدن ظرفیت های خود در راه وحدت و یکپاچه گی قدم بگزارند؛ در غیر ان تسلمی در برابر قدرت های منطقه ای در انتظار ما است. این هم دیگر قابل قبول نیست که به فرمول استعماری قدیمی “تفرقه بیانداز و حکومت کن” که هنوز هم در این روزها در کشور ما به کارگرفته میشود قربانی شد. به طور خلاصه، اصل ناسیونالیسم مدنی تاکید بر ان دارد که در این برحه از تاریخ جهان که دور مهمی را در پیش دارد فقط از طریق اتحاد میتوان جایگاه خاص خود را در منطقه تثبیت کرد

بهر صورت ؛ با یک عقیده ساده امآ اساسی (اعتقاد بر حق تعین سرنوشت افغانها توسط خود شان) نه در حاشیه والهام گرفته از عزم بیرونی ها، بلکه در حیطه و محراق تجارب تاریخی خود شان، و تنها با اتخاذ روش احساس افغانی میتوان بر موانع متعددی که در حال حاضر بان روبرو هستیم غلبه کرد. این وظیفه تنها با مساعی مشترک و انتقادات سازنده افغان های داخل و خارج از میهن میتواند بر اورده شود . این پیروزی برای کشوری مثل آفغانستان که تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، سنن مشترک، علایم مشترک، آموزش و پرورش مشترک، آداب و رسوم مشترک، کتاب مقدس مشترک، مراسم و ضرب المثل های مشترک دارد کار مشکلی نیست. و فقط اصل “افغان محوری” تعهدی خواهد بود قابل انعطاف در برابر آژانس و مالکیت آینده ما افغانستان.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می ۲۰۱۸
محمد داود تحلیگر آزاد سیاسی؛ با مدرک ماستری در روابط بین الملل (امنیت و توسعه انسانی ) از دانشگاه کارلیتون در کانادا

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s